على محمدى خراسانى
329
شرح منطق مظفر (فارسى)
مباحثه كه هركدام با اين صنعت متناسباند و لكن مناسبترين نام ، نام جدل مىباشد كه از همه جامعتر است . خواجه نصير الدين طوسى رحمهم اللّه مىنويسد : و اين لفظ « جدل » از ديگر الفاظى كه به ضد و اشتراك بود در محاورات علمى با اين صناعت « جدل » مناسبتر است ، چه محاورات مثلا ميان دو مستفيد بود كه از انضمام مقتضاء حدس هردو با يكديگر اقتباس علمى ميسّر شود ، تا هريك به اعتبارى جز و معلّمى باشند و به اعتبارى متعلّمى تمام ، و مناظرة ميان دو صاحب رأى متقابل بود كه هر يك متكفّل بيان بيان رأى خود باشند به شرط آنكه هردو بعد از وضوح ، مساعدت حقّ كنند ، و اين معانى متعلّق به علم مطلق بود . و مباحثه استكشاف غامضى بود كيف ما اتّفق به طريق تعاون . و امّا معاندة و امتحان و مغالطه از مواد مغالطى باشد الّا آنكه غرض معاند اظهار نقصان مخاطب و تفحيم او بود ، و غرض ممتحن استكشاف قوّت او در استعمال حجّت و غرض مغالط تمويه و تلبيس بر او و تشبه به فيلسوف يا مجادل ، و ديگر الفاظ متداول كه مناسب اين معانى باشد همين حكم دارد و هيچكدام مناسب اين صناعت نيست . « 1 » معناى اصطلاحى جدل : جدل در اصطلاح منطق به دو معنا به كار رفته است : الف . معمولا جدل را به صناعت جدل يا ملكه و قوهء استعمال اين فنّ اطلاق مىكنند و منظور ما از صناعت جدل همين است . ب . گاهى لفظ جدل بر صناعت علمى جدل اطلاق نمىشود بلكه بر استعمال و به كارگيرى اين صناعت اطلاق مىكنند كه همان عمليّات شخص مجادل و دارندهء اين صنعت و فنّ است كه با استفاده از قواعد صناعت جدل ، استدلال خويش را بر آنها مبتنى مىكند و منظور همان قياس جدلى يا استدلال جدلى يا حجت جدلّيه يا قول جدلى است . استدلال جدلى عبارت است از استدلالى كه از مشهورات يا مسلّمات فراهم آمده باشد مبادى اوّليّه جدل را قضاياى مشهوره و مسلمه تشكيل مىدهند و هدف از اين استدلال همانا الزام و افحام خصم مىباشد . وقتى يك استدلالى جدلى است كه براساس قواعد و اصول اين فن بيان شود و گرنه قياس جدلى نيست ؛ پس اين استدلال را استدلال جدلى گويند و شخصى را كه از اين شيوه استفاده مىكند و چنين استدلالى را به كار مىبرد ، مجادل يا جدلى گويند .
--> ( 1 ) . اساس الاقتباس ، ص 448 .